• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 6 از 29 نخستیننخستین 12345678910111213141516171819202122232425 ... واپسینواپسین
    نمایش پیکها: از 51 به 60 از 287

    جُستار: برابر پارسی واژگان بیگانه

    1. #51
      سخنور سوم
      Points: 9,067, Level: 64
      Level completed: 6%, Points required for next Level: 283
      Overall activity: 97.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      شاد
       
      مهربون
       
      homayoun آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Apr 2013
      ماندگاه
      به تازگی مسکو
      نوشته ها
      440
      جُستارها
      14
      امتیازها
      9,067
      رنک
      64
      Post Thanks / Like
      سپاس
      136
      از ایشان 332 بار در 247 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      11 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی sonixax نمایش پست ها
      Bus واژه ای است با ریشه لاتین : Omnibus
      واژه Cousin نیز ریشه لاتین دارد : consobrinus
      Information نیز ریشه لاتین دارد : Informatio
      Ski نیز اسم است و اصلن اختراعش از فرانسه و در پاریس بوده و نمیشود نامش را گذاشت واژه وارداتی آلمانیزه شده .

      همان طور که گفتم سخت میشود در آلمانی واژه های بیگانه ی آلمانیزه شده پیدا کرد .
      خب از لاتین امده به فرانسه و سپس به المانی رفته...چون خواندهcousin ski به چهره ی واژه نمیخورد... یا دیگر واژگانی[١] مانند

      Dusche Attentat Chanson Abonnement Abbé

      ره یکی از دوستانم که خود المانی ود گفت بیشتر واژگان[١] با ارتیکل das المانی نیستند. خود انگلیسی ها میگویند واژه ی cut را از لاتین گرفته اند .. پرسش این است که لاتین از کجا گرفته؟ از کارد پارسی؟ ایا orange از فرانسه امده که g سدای ژ میدهد؟ یا از نارنج پارسی؟ خودم هم نگرفتم چی شد... امشب جوگیر شدم

      ----
      ١. ^ آ ب vâž+eg+ân::Vâžegân || واژگان: کلمات words Wörter

    2. یک کاربر برای این پست سودمند از homayoun گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (10-10-2013)

    3. #52
      مدیر تالار
      Points: 422,165, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      چخه
       
      شاد و سر حال
       
      sonixax آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      کره ی زمین
      نوشته ها
      9,086
      جُستارها
      109
      امتیازها
      422,165
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      47,059
      از ایشان 15,076 بار در 7,080 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      89 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی homayoun نمایش پست ها
      خب از لاتین امده به فرانسه و سپس به المانی رفته...چون خواندهcousin ski به چهره ی واژه نمیخورد... یا دیگر واژگانی مانند

      Dusche Attentat Chanson Abonnement Abbé

      ره یکی از دوستانم که خود المانی ود گفت بیشتر واژگان با ارتیکل das المانی نیستند. خود انگلیسی ها میگویند واژه ی cut را از لاتین گرفته اند .. پرسش این است که لاتین از کجا گرفته؟ از کارد پارسی؟ ایا orange از فرانسه امده که g سدای ژ میدهد؟ یا از نارنج پارسی؟ خودم هم نگرفتم چی شد... امشب جوگیر شدم
      بیشتر واژگان با آرتیکل DAS بیگانه نیستند ! ولی بیشتر واژگان بیگانه در آلمانی آرتیکل DAS دارند و باز هم نه تمامشان ! به طور مثال :

      Der Computer

      و البته واژه ای که فرمودید مستقیم از لاتین به فرانسه و بعد به آلمانی نیامده ! بنگرید به اینها :

      Cousin
      آلمانی = Vetter/Kusine
      اسپرانتو = Kuzo
      ایتالیایی = Cugino
      لهستانی = Kuzyn
      سوئدی = Kusin
      ترکی = Kuzen

      ریشه تمام اینها به طور مستقیم لاتین است و نه فرانسه . و فراموش نکنید که تمام این زبانها + فارسی زبانهای هندی اروپایی هستند .

      همچنین کلمه Orange و شیوه تلفظش بر میگردد به زبان پارسی ! (نارنجی) و سپس وارد شده به عربی . شکل نوشتاری فعلیش و نه تلفظش از فرانسه قدیم گرفته شده که همان از عربیزه شده واژه نارنجی در پارسی می آید . (منبع : orange: definition of orange in Oxford dictionary (British World English)) .

      late Middle English: from Old French orenge (in the phrase pomme d'orenge), based on Arabic nāranj, from Persian nārang

      به این ترتیب است که میبینید صدای ج ربطی به فرانسوی ها ندارد . دست گُل خودمان است :دی
      No, we won't give up, we won't go away
      'Cause we're not about to live in this mass delusion
      No, we don't wanna hear another word you say
      'Cause we know they're all depending on mass confusion
      No, we can't turn back, we can't turn away
      'Cause it's time we all relied on the last solution
      No, we won't lay down and accept this fate
      'Cause we're standing on the edge of a revolution

    4. #53
      سخنور سوم
      Points: 9,067, Level: 64
      Level completed: 6%, Points required for next Level: 283
      Overall activity: 97.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      شاد
       
      مهربون
       
      homayoun آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Apr 2013
      ماندگاه
      به تازگی مسکو
      نوشته ها
      440
      جُستارها
      14
      امتیازها
      9,067
      رنک
      64
      Post Thanks / Like
      سپاس
      136
      از ایشان 332 بار در 247 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      11 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی sonixax نمایش پست ها
      بیشتر واژگان با آرتیکل DAS بیگانه نیستند ! ولی بیشتر واژگان بیگانه در آلمانی آرتیکل DAS دارند و باز هم نه تمامشان ! به طور مثال :

      Der Computer

      و البته واژه ای که فرمودید مستقیم از لاتین به فرانسه و بعد به آلمانی نیامده ! بنگرید به اینها :

      Cousin
      آلمانی = Vetter/Kusine
      اسپرانتو = Kuzo
      ایتالیایی = Cugino
      لهستانی = Kuzyn
      سوئدی = Kusin
      ترکی = Kuzen

      ریشه تمام اینها به طور مستقیم لاتین است و نه فرانسه . و فراموش نکنید که تمام این زبانها + فارسی زبانهای هندی اروپایی هستند .

      همچنین کلمه Orange و شیوه تلفظش بر میگردد به زبان پارسی ! (نارنجی) و سپس وارد شده به عربی . شکل نوشتاری فعلیش و نه تلفظش از فرانسه قدیم گرفته شده که همان از عربیزه شده واژه نارنجی در پارسی می آید . (منبع : orange: definition of orange in Oxford dictionary (British World English)) .


      به این ترتیب است که میبینید صدای ج ربطی به فرانسوی ها ندارد . دست گُل خودمان است :دی
      ترنگ = orange ود نارنج هم میوه دیگریست.

      در مورد besser هم میاندیشد از پارسی به آلمانی نرفته و المانیزه نشده؟ یا برادر خواهر مادر پدر bruder mutter vater schwester .

      یه پرسش دیگر. در پارسیک ترنج و نارنج ژ داشتند؟ راستی تو المانی ژیگول هم داریم که در پارسی هم هست. باید فرانسه باشد.

    5. یک کاربر برای این پست سودمند از homayoun گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (10-14-2013)

    6. #54
      مدیر تالار
      Points: 422,165, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      چخه
       
      شاد و سر حال
       
      sonixax آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      کره ی زمین
      نوشته ها
      9,086
      جُستارها
      109
      امتیازها
      422,165
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      47,059
      از ایشان 15,076 بار در 7,080 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      89 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی homayoun نمایش پست ها
      ترنگ = orange ود نارنج هم میوه دیگریست.
      من در این باره به شما از واژه نامه آکسفورد منبع دادم گرامی .
      Orange هم در زبان انگلیسی یا آلمانی فقط اشاره به نام میوه نیست اشاره به رنگ هم هست که در پارسی ما آن را نارنجی میدانیم .

      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی homayoun نمایش پست ها
      در مورد besser هم میاندیشد از پارسی به آلمانی نرفته و المانیزه نشده؟ یا برادر خواهر مادر پدر bruder mutter vater schwester .
      یک لحظه تصور بفرمایید ، ایرانیان ، آلمانیها ، انگلیسی ها تا قبل از ورود این واژه ها به زبانشان ! (طبق گفته شما) پدر و مادر و برادر خود را چه صدا میزده اند ؟! هوی ؟ آهای ؟! یا چی ؟
      پاسختان را میگیرید .

      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی homayoun نمایش پست ها
      یه پرسش دیگر. در پارسیک ترنج و نارنج ژ داشتند؟ راستی تو المانی ژیگول هم داریم که در پارسی هم هست. باید فرانسه باشد.
      ژیگول از واژه ژیگولو می آید یعنی خانم باز . ریش اش کجاست دقیقن نمیدانم ولی میدانم که به پارسی ی خودمان هم وارد شده.
      No, we won't give up, we won't go away
      'Cause we're not about to live in this mass delusion
      No, we don't wanna hear another word you say
      'Cause we know they're all depending on mass confusion
      No, we can't turn back, we can't turn away
      'Cause it's time we all relied on the last solution
      No, we won't lay down and accept this fate
      'Cause we're standing on the edge of a revolution

    7. #55
      سخنور سوم
      Points: 9,067, Level: 64
      Level completed: 6%, Points required for next Level: 283
      Overall activity: 97.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      شاد
       
      مهربون
       
      homayoun آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Apr 2013
      ماندگاه
      به تازگی مسکو
      نوشته ها
      440
      جُستارها
      14
      امتیازها
      9,067
      رنک
      64
      Post Thanks / Like
      سپاس
      136
      از ایشان 332 بار در 247 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      11 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      من بر این باورم که مادر در زبان اریایی ماهتر بوده و المانی ها همین را زمانی[١] که با ایرانیان بوده اند میگفتند! چون ریشه ی این واژگان[٢] در زبان پارسیست ... پاییدن در زبان پارسیست تر هم پارسیست... پاتر هم باید پارسی باشد..... اگه نه ... این مردمان بدون آنکه همدیگر را بشناسند یک چیز را مادرزاد یکسان میگفتند؟ باید از هم یادگرفته باشند...

      من یه دشواری دارم. آن هم این است که زبان شناسی را آکادمیک نیاموخته ام[٣] شاید بهتر باشد دوستان نسکی[٤] بگویند که چیز های مهادین[٥] را بگوید. من هم پاسخ های خود را با خواندن ان بیابم ! سپاس

      ----
      ١. ^ Zamân || زمان: وقت time Zeit
      ٢. ^ vâž+eg+ân::Vâžegân || واژگان: کلمات words Wörter
      ٣. ^ Âmâdan || آمادن: آماده کردن; حاضر کردن Dehxodâ, Mehrbod i Vâraste to ready; to bereiten
      ٤. ^ Nask || نسک: کتاب Ϣiki-En, Ϣiki-De, ϢDict-Pâ, Ϣiki-Pâ, _Dehxodâ book Buch
      ٥. ^ meh+âd+in::Mehâdin || مهادین: اصلی Ϣiki-En, Ϣiki-En, Dehxodâ principal; main hauptsächlich
      زمانی که مردم نادان برای اُستوانش خدایانشان همدیگر را تکه پاره می کردند من با چهار سیم و یک تکه چوب اوای خدا را روی کاغذ می نگاشتم!
      انتونیو ویوالدی

    8. یک کاربر برای این پست سودمند از homayoun گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (10-15-2013)

    9. #56
      دفترچه نویس
      Points: 438,658, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 100.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,654
      جُستارها
      187
      امتیازها
      438,658
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,041
      از ایشان 21,588 بار در 7,540 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      62 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی homayoun نمایش پست ها
      من یه دشواری دارم. آن هم این است که زبان شناسی را آکادمیک نیاموخته ام شاید بهتر باشد دوستان نسکی[1] بگویند که چیز های مهادین[2] را بگوید. من هم پاسخ های خود را با خواندن ان بیابم ! سپاس
      واژه‌شناسی و ریشه‌یابی کار من و شما نیست همایون جان! نیاز به سالها اندیشه و دانستن کارشناسیک همزمان چندین زبان و بسیاری چیزهای دیگر دارد.

      من هم آن چیزهاییکه از ریشه‌شناسی میدانم توتی‌وار[١] از استاد مزدک و بهمن و دیگران آموخته‌ام و چندتایی[٢] را هم بختی[٣] گاسیده[٤] و دیرتر بررسیده‌ام[٥] و گاه درست بوده.


      برای آغاز ولی این نسک[٦] از نورایی میتواند کارآمد[٧] باشد:

      An Etymological Dictionary of Persian, English and other Indo-European Languages : Dr. Ali Nourai, anourai@hotmail.com : Free Download Streaming : Internet Archive






      ----
      ١. ^ tut+i::Tuti || توتی: طوطی Dehxodâ parrot Papagei
      ٢. ^ cand+tâ+i::Candtâi || چندتایی: تعدد multiplicity Vielzahl
      ٣. ^ bax+tan::Baxtan || بختن: مقدر کردن Ϣiki-En, Ϣiki-De to predestine; to foreordain vorherbestimmen; prädestinieren;
      ٤. ^ gâs+idan::Gâsidan || گاسیدن: حدس زدن _Dehxodâ, Ϣiki-En to guess
      ٥. ^ bar+res+idan::Barresidan || بررسیدن: بررسی کردن; تفحص و تجسس کردن Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, _Dehxodâ to check prüfen
      ٦. ^ Nask || نسک: کتاب Ϣiki-En, Ϣiki-De, ϢDict-Pâ, Ϣiki-Pâ, _Dehxodâ book Buch
      ٧. ^ kâr+âmad::Kârâmad || کارامد: تاثیرگذار Ϣiki-En, Ϣiki-En, _Dehxodâ effective Wirksam
      Aria Farbud این را پسندید.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    10. 2 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (10-15-2013),مزدك بامداد (10-14-2013)

    11. #57
      سخنور سوم
      Points: 9,067, Level: 64
      Level completed: 6%, Points required for next Level: 283
      Overall activity: 97.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      شاد
       
      مهربون
       
      homayoun آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Apr 2013
      ماندگاه
      به تازگی مسکو
      نوشته ها
      440
      جُستارها
      14
      امتیازها
      9,067
      رنک
      64
      Post Thanks / Like
      سپاس
      136
      از ایشان 332 بار در 247 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      11 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      منظور) من این بود که نسکی که برای نمونه بگوید ریشه های زبان جهان 3 تا اند. هند و اروپایی افریکایی و مغلی . که برخی مانند چینی واژ واژ اند و برخی دستور زبان به هم چسبیده دارن. برخی کالبد دارند مانند زبان تازی... نسک هایی پیرامون اینگونه نوشتار باید باشند ..یکی از آن ها نامه ی پهلوی نوشته ی فریدون جنیدی است که دبیره ی پهلوی را همراه با چیز های دگر میاموزد ... professor harold walter bailey هم از پارسی اموزان دگر است. که گفته از چین تا ایرلند هرکه در پی امورختن زبان خود باشد باید به دنبال نوشتار های کهن پارسی باشد...

      اون منظور هم دراغاز نوشتم که خوشت بیاد رنج نبری....

      یه پرسش هم که داشتم چرا گریستن به جای گریش کردن میشه گریه کردن؟
      زمانی که مردم نادان برای اُستوانش خدایانشان همدیگر را تکه پاره می کردند من با چهار سیم و یک تکه چوب اوای خدا را روی کاغذ می نگاشتم!
      انتونیو ویوالدی

    12. یک کاربر برای این پست سودمند از homayoun گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (10-15-2013)

    13. #58
      سخنور دوم
      Points: 14,262, Level: 77
      Level completed: 53%, Points required for next Level: 188
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      MEHDI آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Sep 2013
      نوشته ها
      521
      جُستارها
      4
      امتیازها
      14,262
      رنک
      77
      Post Thanks / Like
      سپاس
      24
      از ایشان 894 بار در 441 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      9 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      به جای واژه اعوجاج که ترجمه distortion است و بین اصطلاح های گسترده در رشته مخابرات است، چه واژه ای رو پیشنهاد می کنید؟
      distortion در مخابرات یعنی دگرگونی نامطلوب شکل موج اصلی که باعث می شود دیتا به درستی به مقصد نرسد و مثلا صدا یا تصویر به شکل نامطلوب دریافت شود و مهندسین تلاش می کنند از این عنصر نامطلوب جلوگیری کنند. البته همیشه هم این دگرگونی شکل موج، نامطلوب نیست و distortion کاربردهای خاص خود را دارد.

    14. یک کاربر برای این پست سودمند از MEHDI گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (10-18-2013)

    15. #59
      سرنویسنده سوم
      Points: 51,229, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      ریلکس
       
      مزدك بامداد آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2010
      ماندگاه
      هندوستان
      نوشته ها
      2,394
      جُستارها
      4
      امتیازها
      51,229
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      1,264
      از ایشان 5,538 بار در 2,053 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      40 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی MEHDI نمایش پست ها
      distortio
      واتافتن[١]
      واتافتگی
      واتابش[٢]= distorsion/Entzerrung/Verzerrung
      وا (dis ) + پیچ و تاب (torquere )
      2-کژتافتن = کژتابی[٣] = ابهام

      وی گفت:« حذف این آزمون واتافتن بافته‌ی عقلی مجلسی است كه برنامه‌ی چهارم را تنظیم كرده است.»
      distort (v.) 1580s, from Latin distortus, past participle of distorquere "to twist different ways, distort....
      ----
      ١. ^ vâ+tâftan::Vâtâftan || واتافتن: معوج شدن; پیچ و تاب خوردن Ϣiki-En to distort entzerren; verzerren
      ٢. ^ vâ+tâb+eš::Vâtâbeš || واتابش: اعوجاج Ϣiki-En, Ϣiki-De, Ϣiki-De distortion Entzerrung; Verzerrung
      ٣. ^ kaž+tâb+i::Kažtâbi || کژتابی: ابهام Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ ambiguity
      MEHDI این را پسندید.
      خرد، زنـده ی جــاودانی شنـــاس
      خرد، مايــه ی زنــدگانی شنـــاس
      چنان دان، هر آنكـس كه دارد خرد
      بــه دانــش روان را هــمی پــرورد

    16. 3 کاربر برای این پست سودمند از مزدك بامداد گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      homayoun (10-17-2013),Mehrbod (10-17-2013),sonixax (10-18-2013)

    17. #60
      سخنور سوم
      Points: 9,067, Level: 64
      Level completed: 6%, Points required for next Level: 283
      Overall activity: 97.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      شاد
       
      مهربون
       
      homayoun آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Apr 2013
      ماندگاه
      به تازگی مسکو
      نوشته ها
      440
      جُستارها
      14
      امتیازها
      9,067
      رنک
      64
      Post Thanks / Like
      سپاس
      136
      از ایشان 332 بار در 247 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      11 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      مزدک گرامی میشود همه ی این ها را نیز به پارسی بگویی؟

      شکل هندسی
      سه گوش متساوی الساقین و الاضلاع و قائم الزاویه

      معادله دیفرانسیل

      مخرج مشترک .... مقسوم علیه ... باقیمانده
      ضرب بعلاوه جمع مجموع منها تقسیم
      کره هرم مخروط بیضی
      مشتق در مزدائیک[١] که بهتره از انگلیسی ان بیاید derivatives
      تنظیم....تهیه کردن

      سپاس

      ----
      ١. ^ mazdâ+ik::Mazdâik || مزدائیک: ریاضیات D4f mathematics Mathematik
      زمانی که مردم نادان برای اُستوانش خدایانشان همدیگر را تکه پاره می کردند من با چهار سیم و یک تکه چوب اوای خدا را روی کاغذ می نگاشتم!
      انتونیو ویوالدی

    18. یک کاربر برای این پست سودمند از homayoun گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (10-18-2013)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    جُستارهای همانند

    1. پاسخ: 5
      واپسین پیک: 11-11-2013, 07:50 PM
    2. پاسخ: 72
      واپسین پیک: 10-26-2013, 03:02 PM

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •